کار عاشقی آخر میرسد به رسوایی

ای رفیق ظاهر بین گرد ما چه می‌آیی

می کشان به میخانه‌ گرم باده پیمایی

در شکنج زلف او بیقرار و سودایی

تو بحکم نفس دون میکنی تن آسایی

هر دل که کنی شاد، خدا شاد شود

شیخ المشایخ محمد ستارزاده فرزند عباس در بهار سال ۱۳۰۱ در بردسیر کرمان به دنیا آمد.

او مدت ها به شغل شریف معلمی مشغول بود. محمد ستارزاده یکی از شیوخ برجسته سلسله نعمت اللهی بود و مثنوی را کامل از برداشت و آن را برای اخوان نعمت اللهی در خانقاه می خواند و تفسیر می کرد.

اشعار و مقاالتی از او موجود است و گزیده اشعار عرفانی او به وسیله ی فرزند او در کتاب کار عاشقی جمع آوری شده است.

محمد ستارزاده در سال ۲۰۱۰ در لندن دار فانی را وداع کرد و در قبرستان نورت وود (Northwood) به خاک سپرده شد.